X
تبلیغات
مجید سعدآبادی






















مجید سعدآبادی

Literature. Poetry (ادبیات . شعر )

 

 

پشت خاکریزی

بین جنگ جهانی دوم و سوم گیر کرده ام

اگر برگردم

سربازان هیتلر و موسیلینی مرا می کشند

اگر پیشروی کنم

گارد الکترونیکی آمریکایی

مجبورم کنار همین خاکریز

دنبال شغلی بگردم

و خانه ای اجاره ای

کنار همین خاکریز با دختری ازدواج کنم

و مهریه اش چهارده سرباز آهنی معصوم باشد

 

ما مشکلاتمان را در همین منطقه جنگی حل می کینم

هر بار من از همسرم دلگیر می شوم

بالای خاکریز می روم

شاید تیری مستقیم به قلبم بخورد

هر بار او خسته می شود

روی مین ها  

 لِی لِی می کند   

 

 

 

 :::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

مجید سعدآبادی/از مجموعه سربازی با گلوله برفی/ انتشارات سوره مهر

نوشته شده در سه شنبه ششم اسفند 1392ساعت 14:21 توسط مجید سعدآبادی |



کدخدای روستایی در گذشته هایم

 تهدید کرد

 اگر اینبار به گذشته برگردی

 اعدامت می کنم

 اما من

 تیله های آبی ام را

در چشم های دختری جا گذاشتم

 که اگر از چشمه ای در گذشته آب می خورد

 من در آینده ام سیر می شدم

 

 هرگز آن کدخدا را دوست ندارم

 که اثر انگشت تمام دختران روستا را

 در طرح معصومیت یک قالی

 زیر پا گذاشت

 

 هرگز او را دوست ندارم

 که بهار روستایمان را فروخت

 به ده بالایی

 و با دستانش

 دهان تمام چشمه های این حوالی را

 به قصد مرگ گرفت و

 تهدید کرد . . .

 ::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

شعری از مجموعه قزل آلای خال قرمز

نوشته شده در چهارشنبه دوم بهمن 1392ساعت 21:9 توسط مجید سعدآبادی |


تقدیم به تمام کسانی که یلدا را در تنهایی می گذرانند:

 


-------------------------------------------------------------------


تنهایی یعنی 
غریبه ای به غریبه ای دیگر نگاه کند
و یاد حرف بیافتد 
یاد صدا 

از من نخواه فراموشش کنم 
که تا به حال نشنیده ام
انسان تنهایی 
خاطراتش را فراموش کند 



.................
مجید سعدآبادی

نوشته شده در شنبه سی ام آذر 1392ساعت 13:28 توسط مجید سعدآبادی |

 

 

 

درست شبیه عزرائیل

از در که وارد  شد

همه ترسیدیم و

                 تا پای مرگ ایستادیم

شبیه عزرائیل

 نقشه ایران را 

که با مقیاسی کودکانه

 بر تخته سیاه کشیده بودم

                           پاک کرد

گچ را برداشت و با معادله ای ثابت کرد

هر که را بیشتر دوست داریم

زودتر می میرد

گفتم آقا صدای مرگ می آید

گفت مرگ !

ناگهان زنگ مدرسه با آوار خورد

دیوارها زودتر از ما

تعطیل شدند

و چون گرد و غباری منتظر ماندند

ما هم تعطیل شویم

                     با هم به خانه برگردیم

حبیب همکلاسی ام گفت:

" بچه ها صبر کنید !

دستم

دستم را  در جا میزی

                       جا گذاشتم "

 

 

 

:::::::::::::::::::::::::::::::

از مجموعه شعر سربازی با گلوله برفی/

انتشارات سوره مهر/ چاپ چهارم /


برچسب‌ها: ادبیات, جنگ, دفاع مقدس, شعر, سربازی با گلوله برفی
نوشته شده در سه شنبه دوم مهر 1392ساعت 23:9 توسط مجید سعدآبادی |

 

 

 

 

 

 

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

 

 

 

تقدیم به بچه های دهه شصت

 

 

پاهایم را به خواب ببر

ما شناسنامه هایمان را در جنگ گم کرده ایم

و شبیه تو

هرگز بزرگ نخواهیم شد

اصلا در آغوشم بیا

و آغوشم را به خواب ببر

قلبم را بخوابان

که این نیم تنه

مدت هاست بی استفاده مانده است

عروسک کوچکم

مرا بخوابان که این روزها

تنها مردان ثروتمند بیدار می مانند

نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم شهریور 1392ساعت 2:35 توسط مجید سعدآبادی |



Move your body

Move your body


و رقص اتفاقی ست پایان ناپذیر در بدن 


تو را در دیسکوهای استانبول پیدا کردم


میان این همه دست


دست های تو را گرفتم


این شغل من است


انتخاب سطری شاعرانه


میان این همه نثر



نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم مرداد 1392ساعت 17:1 توسط مجید سعدآبادی |

 

 

شعری از مجموعه غریبه ای به غریبه ی دیگر: 

 

 

سفالگر همسرش را صدا زد

 

و دستان زبرش را

 

دور کمر او انداخت

 

زن چرخید و برای اولین بار

 

رقصیدن را

 

در دستانش کشف کرد

 

چرخید و رقصید و

 

زیباتر شد

 

سفالگر زیبایی را برداشت

 

در کوره های آتش  گذاشت

 

تا پخته شود

 

 

 

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1392ساعت 23:58 توسط مجید سعدآبادی |

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


برچسب‌ها: مجید سعدآبادی
نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1392ساعت 5:38 توسط مجید سعدآبادی |

 

 

  گزارش تصویری از جلسه رونمایی مجموعه شعر "  غریبه ای به غریبه دیگر   " (نشر شانی )

نشست ادبی بوطیقا  

عکس از  : المیرا باباخانی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1392ساعت 1:7 توسط مجید سعدآبادی |

 

 

 

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1392ساعت 12:50 توسط مجید سعدآبادی |

نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1391ساعت 16:6 توسط مجید سعدآبادی |

نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1391ساعت 16:5 توسط مجید سعدآبادی |

نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1391ساعت 16:4 توسط مجید سعدآبادی |

نوشته شده در سه شنبه هشتم اسفند 1391ساعت 0:30 توسط مجید سعدآبادی |

نوشته شده در سه شنبه هشتم اسفند 1391ساعت 0:30 توسط مجید سعدآبادی |


آخرين مطالب
» 
» 
» تقدیم به تمام کسانی که یلدا را در تنهایی می گذرانند
» 
» دهه شصت / بچه ها / عروسک / شعر / فراخوان شعر تنهایی
» Move your body + رقص
» 
» غریبه ای به غریبه ی دیگر
» غریبه ای به غریبه دیگر
» غریبه ای به غریبه دیگر

 Design By : Pichak